عبد الحي حبيبى

117

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

مانع خويش ميديد ، بنابر ان اولتر الشذ را بگرفت ، و در زنجير سيمينش كشيد ، و عامل قتيبه ، محمد بن سليم ناصح را از تخارستان براند . و براى اينكه تمام قواى ملى را در مقابل عرب مجهز و متحد سازد ، درينطرف درهء خلم ( تاشقرغان ) مركز گرفت ، و به تمام امرا و سرداران آنوقت كه در شمال مملكت حكمرانى داشتند نامه‌ها نوشت ، و ايشان را به تمركز قواى ملى در دفع قتيبه دعوت نمود . چون موسم زمستان بود ، تمام سرداران ملى موسم بهار را براى مقابلت و پيكار مناسب دانستند ، و اين سرداران عبارت بودند از : 1 - اسپهبد بلخ ( در ينوقت حكمران بلخ به اين لقب مشهور بود ) 2 - باذام دهقان مرو رود ( دهقان لقب سردار ملى بود ) 3 - سهرك دهقان طالقان « 1 » 4 - ترسل ( بضمهء اول ) دهقان فارياب ( حدود ميمنهء كنونى ) 5 - جوزجانى : دهقان جوزجان ( سرپل كنونى ) اما درينطرف هندوكش كه كابلشاه حكمرانى داشت ، نيزك او را نيز بشمول درين اتحاديهء ملى فراخواند . و وعده گرفت كه اگر قواى ملى در شمال هندوكش از پيش قواى عرب پس نشينند ، بايد كابلشاه در سرزمين خويش به وى پناه دهد . كابلشاه تمام اين شروط را پذيرفت ؛ و نيزك اموال گرانبار خود را بكابل فرستاد ، و قتيبه چون ازين تجاويز آگهى يافت ، زمستان سخت فرا رسيده بود ، بنابر ان اتمام كار را به بهار آينده بازگذاشت ، و على العجاله عبد الرحمن برادر خود را با 12 هزار

--> * اما صورت قديم كلمات گاهى در مركبات ، اصالت و قيافت قديم خود را حفظ مىكند ، كه از انجمله همين ( شاد ) قديم بمعنى شاه در برخى از اعلام باستانى خراسان باقى مانده ، مانند محمشاد - ممشاد ( محمد شاد - محمد شاه كنونى ) و احمشاد - احمد شاد - احمد شاه كنونى . ناگفته نماند كه كلمهء شاد در تخارستان تا اوايل عصر اسلامى ، به همان شكل قديم خود حفظ شد ، و بقول هيون تسنگ در 9 ه در قندز پسر كلان تونسك يبغو بنام تاردو شاد حكم ميراند ( به فصل اول و عنوان امراء شمال هندوكش رجوع شود ) كه اصل نام اين پادشاه ( تاردو ) و جزو دوم آن همين ( شاد ) است و جمعا تاردو شاه باشد . ( 1 ) - اين نام در صفحه 430 همين جلد 5 طبرى سهرب طبع شده